قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 12

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كنفرانس سوسياليستها در استكهلم ( ص 4906 ، 4898 ) و شركت تقىزاده در آن مجمع . از منقولات خواندنى و پژوهيدنى ، دفاع وثوق الدوله است از عمليات و اقدامات خود مربوط به كابينه اولش . روزنامهء ستارهء ايران او را مورد حمله قرار داده بود و او در دفاعيهء مطولى كه در روزنامهء ارشاد چاپ كرد به آن روزنامه جواب گفت ( ص 4831 به بعد ) . يكى از مشكلات دولت درين سالها پرداخت قروض و مخصوصا مبالغ مربوط به تنزيل آن بود . هميشه عقب مىافتد و روس و انگليس فشار وارد مىكردند و دولت استمهال مىكرد . در روابط سياسى و خارجى به اين‌گونه مهلت كه با اخذ تعهد رسمى داده مىشد موراتوريم moratorium گفته مىشد . درين سنوات چندبار اين مسئله پيش‌آمد . عين السلطنه هم اشاراتى به اين قضيه دارد ( ص 4272 ، 4490 ، 4781 ، 4782 ، 4839 ) . از اتفاقات شخصى مربوط به عز الدوله كه درين جلد بدان اشاره شده است بيرون آمدن او از تأمين دولت روس است و مىدانيم كه او براى حفظ و بقاى املاك و تيول خود در همدان و الموت ناچار شده بود حمايت روس را بخواهد ( ص 4198 و 4205 ) . مكاتبات ميان عز الدوله و عين السلطنه ( پدر و پسر ) از مندرجات جالب توجه اين خاطرات است . عز الدوله در نگارش نامه ضمن آوردن شعر و تمثيل و طعنه و كنايه مطالب خود را بيان مىكرد . عين السلطنه دوبار درين جلد به صيغه‌هاى پدرش و اخلاق آنان پرداخته است ( ص 4641 و 4798 ) . اطلاعات مربوط به بيماريهاى همه‌گيرى كه گاه گاه به ايران سرايت مىكرد مانند و با ( ص 4563 ، 4617 ، 4662 ) ، حصبه ( ص 4476 ) ، وضع خيابانها و قهوه‌خانه‌ها و دكانهاى شهر تهران در دورهء احمد شاه ( ص 4802 ) ، افتتاح موزهء ملى ( ص 4738 ، 4773 ، 4802 ) ، مدّ تازهء لباسها ( ص 4795 ) ، مسائل زراعتى مانند سه‌كوت كردن محصول ( ص 4314 ) از دريافتنيها و خواندنيهاى ديگر درين مجموعهء دلپذيرست . ناگفته نگذرم كه اين خاطرات چنان كه ديده‌ايد از فوايد ادبى خالى نيست . در بسيارى موارد اشعارى را از ملك الشعرا ، اشرف الدين حسينى و ديگران نقل كرده است . درين جلد نكته‌هايى از فارسىنويسى ابو القاسم آزاد مراغى ( ص 4456 ) و نوروزى خوانى و قصه‌هاى پير بابو و غصه خورك در الموت ( ص 4473 ) و اشعار محلى اوانك ( ص 4475 ) نقل كرده است . برين مطالب بايد بيفزايم كه نقل دو نامهء زنانه يكى از گوهر خانم ( ص 4892 ) و ديگرى از نزهت خانم ( ص 4401 ) مغتنم است زيرا نوشتهء بانوان را چندان مرسوم نبوده است كه در جنگها و مجموعه‌ها بياورند و اكنون كه مطالعه در احوال زنان رواج يافته و بسيارى در پى آنند كه به مسائل « فمينيسم » در ايران برسند اين نوشته‌ها مىتواند مورد استناد آنان واقع بشود . ايرج افشار سىام شهريور ماه 1378